تبلیغات
استقلال ابی - گوچی برج میلاد را لرزاند!
ه گزارش افکارنیوز، فوتبال دیدن دسته جمعی، لذتی دارد که مزه‌اش تا سال‌ها زیر زبان آدم می‌ماند، اگر آخرش پیروزی تیم ملی هم باشد که دیگر نور علی نور است.

ایران، کره جنوبی را برد و به جام جهانی رفت و ما این رویداد بزرگ و خجسته را در کنار نیما نکیسا، مهدی پاشازاده و ده‌ها دختر و پسر فوتبال دوست ایرانی تماشاگر کردیم.

فوتبال دیدن در کنار کسانی که روزگاری حماسه آفریدند و ایرانی‌ها را شاد کردند، لذتی داشت که حد و مرزی برایش متصور نیست.

* نمای (۱)

ساعت ۱۵:۳۰، لابی برج میلاد، بلندترین سازه ایران، ده‌ها دختر و پسر ایرانی "عشق فوتبال" به امید پیروزی ایران برابر کره جنوبی آمده‌اند تا مصاف تیم ملی کشورشان را از بلندترین جای تهران تماشا کنند.

چشم‌هایشان پر از امید بود و دست‌های مشت کرده‌شان آماده بلند شدن و به اهتزاز در آوردن پرچم سه رنگ ایران زمین.

جمعیت کم‌کم وارد لابی می‌شود تا به مرور و دسته به دسته با آسانسور B برج میلاد ارتفاع را طی کند و به بالای شهر برسد. مزه‌پرانی‌های داخل آسانسور – که با سرعت بالا می‌رفت – یکی از تماشاگران که ادای ترس از ارتفاع را در می‌آورد، حال و هوای جمع را به سمت شعف و سرخوشی می‌برد.

زمزمه‌های "می‌بریم"،" می ریم جام جهانی حتما" و "ای خدا چی می شه ببریم حال سرمربی کره گرفته شه!" ، کم‌کم حال و هوای استادیوم‌های ورزشی را به کافه تریای بالای برج میلاد می‌دهد.

تماشای دیدار حساس تیم‌های فوتبال ایران و کره جنوبی - برج میلاد

* نمای (۲)

داخل کافه تریا، ساعت ۱۶، جمعیت دیگر صندلی‌های سالن را پر کرده‌اند و منتظر شنیدن سوت شروع بازی هستند. نیما نکیسا و مهدی پاشا زاده درست وسط سالن کوچک کافه نشسته‌اند و با شور و شوق خاصی چشم انتظار شروع بازی هستند.

بازی شروع شد، صدای تپش قلب تماشاگران در همهمه گزارش مزدک میرزایی گم می‌شود. صدای تلویزیون بزرگ از بلندگوهای مختلف پخش می‌شود تا صدا پژواک داشته باشد. استرس بالاست. کره فقط حمله می‌کند و ایران دفاع.

کم کم صدای تماشاگران هم شنیده می‌شود که با غلبه بر استرس خود توانسته‌اند چیزی بگویند. " با این بازی عمرا بریم جام جهانی!". "واقعا اگه بخوایم این طوری بریم جام جهانی، بهتره که اصلا نریم" این وسط هم چند نفری بودند که ساکت و آرام بازی را می‌دیدند، چون مطمئن بودند که ایران راهی برزیل می‌شود.

* نمای ( ۳)

دقیقه‌ ۱۰، چشم‌ها خیره به تلویزیون و دل‌ها نگران نتیجه‌ پایانی بازی. در همان دقایق اولیه کره‌ای‌ها آن قدر حمله کردند که صدای تماشاگران برج نشین هم بلند شد، "رحمان احمدی داره چه کار می‌کنه؟ "و آن دیگری می‌گوید " رحمان رو ولش کن، هاشمو بچسب!" این جا بود که شوت محکم کاپیتان چشم بادامی‌ها به مدافع ایران خورد و کمانه کرد و به سمت دروازه‌ رفت، اما رحمان احمدی آن را کنترل کرد.

صدای جیغ یکی از دختران یخ تماشاگران را آب کرد تا یکصدا با هم تیم ملی را تشویق کنند. کم‌کم فضا به سمت و سوی استادیوم شدن پیش می‌رود.

* نمای (۴)

دقیقه‌ ۱۵، چند حمله کره‌ایها را مدافعان ایران دور می‌کنند. نیما نکیسا، بالاخره یک چیزی می‌گوید. او از اول بازی تا همین دقیقه‌ ساکت نشسته بود و فقط تماشا می‌کرد. "صادقی خیلی خوبه!"

* نمای (۵)

یک لحظه تاریخی که باید در کتاب‌ها ثبت شود. یک دسته ایرانی از این که شنیدند قطر گل زده به هوا پریدند! این شاید اولین بار در تاریخ پیدایش قطر است که ایرانی‌ها از گل زنی آنها خوشحال می‌شوند. یکی از پسرها فریاد می‌زند:"ای خدا قطر ببره بخندیم!"

دقیقه ۲۵: فوتبالیست های دهه ۸۰ تیم ملی دیگر کاملا وارد بحث شده اند. صحبت از حماسه ملبورن است و شباهت این بازی به آن دیدار تاریخی. آقای پاشازاده یادت هست که در آن بازی هم تیم ملی کاملا تحت فشار بود و این حریف بود که بارها و بارها دروازه ما را تهدید کرد؟ پاسخ کنایه آمیز مهدی اما جالب بود: " آن بازی را خوب یادم است. ما در آن بازی تحت فشار بودیم اما چهار تا پاس هم به هم می دادیم! "

دقیقه ۴۰: مهاجم کره ای – همانی که قبل بازی گفته بود کاری می کند که نکونام پس از بازی خون گریه کند – با رحمان احمدی تک به تک شد. دروازه بان ایران به کمک یکی از مدافعین توپ را مهار کرد اما حرکت بدجوری بوی خطا می داد! نیما نکیسا خود بارها در چنین موقعیت هایی قرار گرفته و خیلی خوب می دانست که مهار چنین توپی چقدر می تواند دشوار باشد، به همین دلیل او پیش از همه احمدی را تشویق می کند و یک "ماشاءالله" هم نثارش می کند. او با این حال که نمی تواند خوشحالی اش را از حرکت احمدی پنهان کند می گوید: " اگه این کارو تو کُشتی می کرد، بارانداز سه امتیازی براش حساب می کردن! "

پایان نیمه اول: همه تماشاگران متحیرند که چطور تیم ملی توانست یک نیمه برابر حمله های بی امان حریف – آن هم زیر فشار هیاهوی تماشاگران متعصب کره ای – دوام بیاورد و دروازه اش باز نشود. آنها برای تغییر ذائقه هم که شده آب میوه ای نوش جان می کنند و قدمی می زنند تا نیمه دوم شروع شود. در این فرصت توانستیم با دروازه بان تیم ملی در جام جهانی ۹۸ فرانسه چند ثانیه ای گفت و گو کنیم. نکیسا درباره نیمه اول بازی گفت: کاملا دفاعی بازی می کنیم و این تفکر کی روش خیلی منطقی است. در نیمه اول فقط در یک نیمه از زمین بازی کردیم و در چنین شرایطی همین کار، درست است.

نکیسا البته از خط دفاع تیم ملی انتقادی هم داشت: تنها اشتباه بچه ها این است که به دفاع عمق می دهند و برای حریف موقعیت شوت زنی فراهم می کنند. بین هافبک ها و مدافعان ما فضای زیادی هست که باید در نیمه دوم کم شود.

او درباره رحمان احمدی هم – که با قهر مهدی رحمتی از تیم ملی به دروازه بان اول تیم تبدیل شد – گفت: رحمان خیلی خوب و منطقی بازی می کند. کاملا معلوم است که او از نظر روحی و روانی وضعیت خوبی دارد. بهترین صحنه ای هم که رحمان در آن عمل کرد، شوتی بود که مهاجم کره زد و با برخورد به مدافع ما کمانه کرد و نزدیک بود گل شود که رحمان خیلی مسلط توپ را گرفت.

نکیسا در حماسه ملبورن، نیمکت نشین احمدرضا عابدزاده بود. با او درباره آن بازی هم حرف زدیم. از او پرسیدیم که می شود این بازی را با آن دیدار مقایسه کرد؟ و او پاسخ داد: آن بازی یک نوستالژی و خاطره فراموش نشدنی است. حتی برد معروف ۶ بر ۲ برابر کره را هم نمی شود با آن بازی مقایسه کرد چه برسد به این بازی!

ولی آقای نکیسا تیم ملی در بازی با استرالیا هم خیلی تحت فشار بود و این جا هم همین وضعیت است. امکانش هست که این بار هم تیم ملی در نیمه دوم متفاوت باشد: " بزرگترین وجه تمایز فوتبال آن روز ما با حالا این بود که آن روز ما با تیمی بازی کردیم که همه بازیکنانش در لیگ انگلیس بازی می کردند و ما با قراردادهای ۱۰ و ۲۰ میلیونی به ملبورن رفته بودیم. حالا ملی پوشان ما هم از خارجی ها کمتر نمی گیرند و درآمدهای میلیاردی دارند. همین که قطر شگفتی ساز شده و دارد ازبکستان را می برد یعنی فوتبال حرفه ای در همه جا رسوخ کرده و شرایطش را به همه دیکته می کند. (تا این لحظه قطر یک بر صفر از ازبکستان پیش است)

دوست داشتی الآن در کره بودی: " خیلی دوست داشتم! متاسفانه کسانی که باید الآن آنجا باشند، نیستند و دیگران به جای آنها رفته اند."

۵ دقیقه مانده به شروع نیمه دوم: حس و حال مردم ایران در این دقایق چیزی مانند گرفتاری در برزخ است. تیم ملی با کره مساوی است و قطر از حریف ازبک پیش است و این یعنی ایران برای چهارمین بار به جام جهانی می رود. ولی این تنها نتیجه یک نیمه است و هنوز ۴۵ دقیقه پر التهاب دیگر باقی مانده. در همین حال و هوا، خبرنگار یکی از شبکه های تلویزیونی با پاشازاده مصاحبه می کند. سوال خبرنگار این است: "حالا که تیم ملی به جام جهانی صعود کرده چه حسی دارید؟!" بعد هم که جواب ملی پوش اسبق تیم ملی را شنید. دوباره از او پرسید: " حالا که تیم ملی به جام جهانی نرفته و باید در دیدار پلی آف شرکت کند چه حسی دارید؟!" و باز هم پاسخ ملی پوش اسبق.

از مهدی پاشازاده می پرسیم که چه حسی دارد وقتی هنوز سرنوشت تیم ملی معلوم نیست، از حس و حال صعود به جام جهانی گفتن؟ او به ما پاسخ داد: "خیلی سخت بود. اصلا تمرکز نداشتم که حرف بزنم. آن خبرنگار دیرش شده بود و می خواست گزارشش آماده باشد. هنوز که اتفاقی نیفتاده اما واقعا امیدوارم که تیم ملی امروز به جام جهانی صعود کند."

سوالی را که از نکیسا درباره بازی تاریخی با استرالیا پرسیدیم، از پاشازاده هم می پرسیم و او جواب می دهد: "شرایط ما در ملبورن خیلی سخت تر از این بازی بود. ما در تهران یک بر یک مساوی کرده بودم و در اصل از همان اول بازی از حریف عقب بودیم. حریفان ما همه در لیگ های معتبر بازی می کردند ولی ما لژیونر نداشتیم. در عوض ما اعتماد به نفس خیلی خوبی داشتیم و به همین دلیل بچه ها خیلی تلاش کردند. "

مهدی در جام جهانی فرانسه مدافع تیم ملی بود. او در بازی تاریخی با استرالیا هم نقش زیادی در موفقیت تیم ملی داشت. او حالا در مقام کارشناس درباره عملکرد خط دفاع تیم ملی در نیمه نخست بازی با کره جنوبی به ایسنا می گوید: "فشار روی بچه ها زیاد است و مطمئنا اشتباه هم رخ می دهد. اشتباه جزئی از فوتبال است. خدا را شکر که تا این جا گل نخورده ایم."

آیا می شود از همین حالا برد تیم ملی را پیش بینی کرد؟: "حرف از بردن نمی شود زد چون خیلی تحت فشاریم اما می توانیم با گرفتن یک مساوی با نتیجه بازی قطر و ازبکستان به جام جهانی برسیم. قطر هم خوب کار کرده و ما فکر می کردیم اتفاق دیگری رخ دهد اما خوب است که جوانمردانه بازی می کند.

شروع نیمه دوم: بازی شروع شده و در همان ابتدای کار، مسعود شجاعی در چند موقعیت عملکرد بدی داشته است. چند پاس اشتباه و از دست دادن توپ از سوی این بازیکن، صدای اعتراض تماشاگران برج نشین را هم بلند کرده بود. اشتباه کردن البته مختص شجاعی نبود چون یکی، دو بار هم سایر بازیکنان اشتباه کردند. در همین اثنا یکی از تماشاگرن با صدای بلندی گفت: " کاش پاشازاده در تیم ملی بود!" توجه این تماشاگر بلافاصله از سوی هم قطارانش به جلو جلب شد تا پاشازاه را در میان جمعیت ببیند.

گل گل گل. رضا قوچان نژاد برج میلاد را به لرزه درآورد. به محض این که مهاجم تکنیکی تیم ملی توپ را از مداع کره قاپید و به سمت دروازه حریف رفت، تماشاگران بازی از جای خود بلند شدند و یک ضربه دقیق کافی بود تا پتانسیل صدای تماشاگران تا بالاتربن حد ممکن آزاد شود که زحمت این کار را قوچان نژاد به خوبی کشید. تماشاگران یک صدا فریاد می زدند:" ایران چی کارش کرده، ..."

پاشازاده که از این گل حسابی خوشحال شده بود، گفت: وقتی توپ پله می کند، گرفتنش برای مدافع خیلی سخت می شود و این وسط یک مهاجم باهوش می تواند به خوبی توپ ربایی کند. قوچان نژاد عالی حرکت کرد و عالی ضربه زد. چون مرکز ثقل رضا پایین است، می تواند قدم های ریز تندتری بردارد و مدافع روبرویش را جا بگذارد.

دقیقه ۶۳: گل خوردن های قطر شروع شد. دو گل پیاپی که هرکدامش آه از نهاد تماشاگران بر می آورد. هرچند تیم ملی تا این جا برده و مستقیم به جام جهانی رفته است.

دقیقه ۷۵: نکیسا و پاشازاده غرق در تفکر، بازی را نگاه می کنند و چشمشان به صفحه تلویزیون دوخته شده است. در همین حال بود که ناگهان کره ای ها حمله خطرناکی را تدارک دیدند و چیزی نمانده بود که گل مساوی را بزنند. رحمان احمدی به کمک مدافعانش، با عملکردی معجزه گونه مانع گلزنی حریف شد تا نکیسا فریاد بزند:" به جون خودم الآن امام زمان تو کره جنوبیه!"

دقیقه ۸۰: نفس ها در سینه حبس شده و همه منتظرند که بازی تمام شود. چهار سال قبل هم در همین دقایق بود که گل مساوی را از کره خوردیم و از جام جهانی باز ماندیم. ایرانی ها نشان داده اند که در همه حال قوه طنزپردازی دارند و هر جا و هر زمان می توانند سفره شوخی و خنده را پهن کنند. در این دقیقه بازیکن کره ای روی تیموریان خطای آشکاری انجام داد ولی داور به خطا اعتقادی نداشت. اعتراض یکی از حضار، سالن را از خنده پر کرد: داور که چینی باشه همین میشه دیگه! اصلا دیگه همه چیز چینی شده."

هنوز ۵ دقیقه مانده به پایان بازی اما یک نفر با ده ها پرچم وارد سالن شد و آن ها را بین تماشاگران تقسیم کرد. آنها هم که گویی منتظر چنین اقدامی بودند شروع کردند به رقصاندن پرچم ها. دیدن رقص پرچم سه رنگ ایران در این دقایق خیلی لذت بخش است. فقط ۵ دقیقه تا رسیدن به برزیل وقت باقی مانده است.

ما که رفتیم برزیل! داور چینی سوت را زد و خیال همه ایرانی ها را راحت کرد. ایران به عنوان تیم اول و کره جنوبی به عنوان تیم دوم راهی جام جهانی شدند و ازبک ها هم که انگار زورشان – یا شاید هم پولشان – به بیشتر از پنج گل نرسیده بود، باید در دیدار پلی آف، ابتدا با اردن و سپس با نماینده امریکای لاتین دیدار کنند.

پاشازاده از پیروزی تیم ملی سر از پا نمی شناسد. به او نزدیک می شویم و می گوییم:" واقعا به جام جهانی صعود کردیم و حالا می توانید از حس و حالتان بگویید." مدافع اسبق تیم ملی هم در پاسخ ابتدا خدا را شکر کرد و سپس به خبرنگار ایسنا گفت:"خیلی خوب بود. رسیدن به جام جهانی به نفع همه کسانی است که در فوتبال کار می کنند. امیدوارم این صعود به رشد فوتبال ایران کمک کند.

او درباره بازی هم گفت:" کره ای ها خیلی فشار آوردند ولی بچه ها به ویژه در نیمه دوم خوب دفاع کردند و قوچان نژاد هم با گل قشنگش نتیجه بازی را به سود ما کرد. برای پاسخ حرف های نسنجیده سرمربی کره، این نتیجه از هر چیزی بهتر بود."

پس از بازی، دوباره لابی برج میلاد: تماشاگران در حال پایین آمدن از برج، سرود "ای ایران" می خوانند و برای ثبت این روز تاریخی، عکسی به یادگار می اندازند.